سایت کاتابگز

سایت کاتابگز

سایت کاتابگز

سایت کاتابگز

متن در مورد حرف مفت مردم

شعر در مورد حرف مفت

شعر در مورد حرف مفت , شعر در مورد حرف مفت مردم , شعری در مورد حرف مفت زدن , شعر در مورد حرف بیهوده

با مجموعه شعر در مورد حرف مفت ، اشعاری زیبا در مورد حرف مفت مردم ، زیباترین شعر در مورد حرف مفت زدن در سایت کاتابگز همراه باشید

اشعار حرف مفت

حرف مفت جفنگ بی سر و ته

مثل حرف حساب می بینم

این همه دود و دم که در شهر است

بوی عطر و گلاب می بینم

آب جوهای شهر تهران را

چون طلای مذاب می بینم

⇔⇔⇔⇔

کلی گویی آفت شعر است

حرف مفت آفت ذهن است

ذهن الکن ستاره بشمارد

ذهن یاغی ستاره می چیند

⇔⇔⇔⇔

ول کن عزیزم حرف مفت این و آن را

 شاید در دروازه را… …..اما دهان را…

 آرایشت نظم سپاهی را به هم ریخت

 بر صورتت پاشیده ای رنگین کمان را

⇔⇔⇔⇔

تو با منی من با توام پس فکر ما باش

 ول کن عزیزم حرف مفت این و آن را

⇔⇔⇔⇔

گور بابای اونایی که

وقتی خوشن “میس کالشونیم”

وقتی  تنها میشن

رفیق فابشونیم !

⇔⇔⇔⇔

بعضی آدمها مثل مواد شوینده بی کیفیت میمونن …

غیر از اینکه تار و پود آدم رو بریزن بهم ، کار دیگه ای ازشون بر نمیاد !

⇔⇔⇔⇔

رفاقت مثلـــِ

سیبیلــِ

بــهـ بعضیا نمیـــــــــــــــــاد   . . .

⇔⇔⇔⇔

به بعضیا باید گفت :

عزیزم باید ژن ِ آدم بودن داشت نه ژستشو !

⇔⇔⇔⇔

اونی که همه چیشو به من مدیونـــه !

الان واسه داشته هاش از یکی دیگه ممنونــه !

واسه همینه که دیگه واسم عشق و عاشقی ممنوعــه !

⇔⇔⇔⇔

ابراهیم نیستم

اما غرورم را قربانی کسی کردم که

ارزشش کمتر از گوسفند بود …

⇔⇔⇔⇔

بعضیا هم مثل انگشت کوچیکه پا می مونن

واسه اینکه به چشم بیان خودشون رو به در و دیوار می زنن !

⇔⇔⇔⇔

امروز فهمیدم مخاطب تمام عاشقانه هایم

یک بی سواد بود و بس !

⇔⇔⇔⇔

مـــن محتـاجِ درک شــدن نـیستــم،

فقـط دردم مـی آیـد خـَـر فـرض شـوم

بـــفـــهــــم . . .

⇔⇔⇔⇔

تو را با آخرین سیگاری که به یادت کشیدم

به ته کفشم سپردم !

⇔⇔⇔⇔

بعضی ها از بس بی خاصیتند،

خاصند !

⇔⇔⇔⇔

کافیست جای زخمت را بلد باشند

آنگاه از اعلاترین نمک برایت مرحم می سازند

همان هایی که از جان برایشان مایه می گذاشتی !

⇔⇔⇔⇔

روزی فکر می کردم که اگر او را با غریبه ای ببینم

شهر را به آتش می کشم

اما امروز حاضر نیستم شمعی روشن کنم

تا ببینم او کجاست !

شعر در مورد حرف مفت

گاهی احساس می کنی که اگه وقت بذاری

و به یه سیب زمینی پخته عشق بورزی

بیشتر جواب می ده تا به بعضی آدما !

⇔⇔⇔⇔

ﮔـﺮﮔـﻬـا ﺭا ﺭاﻡ ﮐـﺮﺩﯾـﻢﺗـا ﺳـﮓ ﺷـﻮﻧـﺪ

ولــی ﺣـﻮاﺳـﻤـاﻥ

ﺑـﻪ ﮔـﻮﺳـﻔـﻨـﺪ ﻫـا ﻧـﺒـﻮﺩ کـه

ﺑـﺮاﯼ ﺧـﻮﺩ ﮔـﺮﮔـﯽ ﺷـﺪﻩ بــودﻧــﺪ  . . .

⇔⇔⇔⇔

به بعضیا باس گفت :

خوبه دنیای مجـــازی هست !

وگرنه تو کجا میخاستی کلاس بذاری ؟!

⇔⇔⇔⇔

بعضیا مثل پیاز میمونن

ظاهرشون یه آدم عوضیه

که وقتی بازشون میکنی ده لایه عوضی دیگه زیرشونه!

⇔⇔⇔⇔

بعضیا علاوه بر اینکه آدم نیستن،

آدم بشو هم نیستن !

⇔⇔⇔⇔

ملت همه لبنیاتی شدن

همه حرفا از دم کشک . . !

⇔⇔⇔⇔

” عشــق هــای امــروزی شــدن مــث شرکــت هــای هرمــی “

مثلــا مــن یــه مخاطــب خــاص دارم …

مخاطــب خــاص منــم ، ســه تــا مخاطــب خــاص داره !

⇔⇔⇔⇔

واسه بعضیا دلسوزی نکنین

چون به موقع اش بد می سوزین !

⇔⇔⇔⇔

ﺑﻌﻀﯿﺎ ﻫﻢ ﺗﻨﻬﺎ ﻓﺎﯾﺪﺷﻮﻥ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ،

ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﺮﺑﻦ ﺩﯼ ﺍﮐﺴﯿﺪ ﻭﺍﺳﻪ ﺩﺭﺧﺘﺎﺳﺖ !

⇔⇔⇔⇔

ﺁﻧـــــﭽـه
عـــــــقاب داخـــل قفـــس را پیـــــــــﺮ ﻣـــــــیکــند

غـــــــــﻢ قفــــس نیــست

پـــــــــﺮﻭﺍﺯ ﮐــﻼﻍ های بــــــــی سَـــــروپاســـت . . !

⇔⇔⇔⇔

کجای زندگی را با تو مشترک بوده ام که حالا تلفن خوش خیالت تو را مشترک مورد نظر من میخواند ؟!

مورد نظر شاید ولی مشترک !؟ هه ، گفتم که خوش خیال است !

⇔⇔⇔⇔

بعضیارو اگه با پودر ۲۴آنزیم هم بشوری

بازم لکه ننگشون از زندگیت و گذشتت پاک نمیشه !

⇔⇔⇔⇔

غلط املایی بیش نبودی

زیرت خط کشیدم و دو خط از روت نوشتم که دیگه تکرار نشی !!!

⇔⇔⇔⇔

دروغ سیزده بودی

و من باورت کردم !

⇔⇔⇔⇔

صدایم میزد گلم و من گلی بودم

در باغچه ی دلش اما او باغبان عاشقی نبود ،

گاهی سر میزد و دل می برد !

سالها بعد دانستم

که من تنها نبودم ، او باغبان گلهای زیادی بود …

⇔⇔⇔⇔

قسمــت نشــد دستتــو بگیــرم

ولــی روزای آخــر

خــوب مچتــو گرفتــم !

⇔⇔⇔⇔

گاهی…

دلم برای زمانی

که نمیشناختمت تنگ می شود !

⇔⇔⇔⇔

رفیق الکی تریپ طرف داری نگیر جان من !

ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﺗﺮﺍﻓﯿﮏ ﭘﺸﺖ ﻫﻤﯿم …

⇔⇔⇔⇔

ارتفاع چشمم خیلی زیاده

آدمایی که ازش افتادن

دیگه هیچوقت دیده نشدن !

شعر در مورد حرف مفت زدن

یه کِش اونقدری کِش میاد که بضاعتشه … !

بعدش از یه جائی به بعد دیگه نمیتونه !

نه که نخواد ؛ نمیتونه …

در میره , میخوره تو چش و چالتون !

این جریان خیلی از آدماست ها، یادمون نره …

⇔⇔⇔⇔

به بعضیا باس گفت :

برو عقب عزیــــــزِ من !

من خودمم انقـــــدر به خودم نزدیـــــــک نمیشم،

شما که جـــــای خود داری !

⇔⇔⇔⇔

ﻃﺮف ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﯾﺎﺭﻩ…

ﺑﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﻫﻢ ﺁﺭﻩ…

ﺍﺩﻋﺎﯼ ﭘﺎﮐﯽ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻩ ..!

⇔⇔⇔⇔

دوست عزیزم ،

فهمیده ی دیروز و نفهم امروز …

هیچ وقت بخاطر جنس مخالف ،

جنس موافق رو ارزون نفروش

ضرر میکنی !

⇔⇔⇔⇔

من معترضم ….

با “علف” خوردن گاوها در مزرعه هیچ مشکلی ندارم !

اما …

به گاوهایی که در بین ما می گردند ؛

و “عمر” ما را می خورند معترضم … !

⇔⇔⇔⇔

ﺭﺍﺑـﻄــﻪ ﺍﯾﺠــــــﺎﺩ ﮐـُﻦ ،

ﻭﻟــﯽ ﻭﺍﺭﺩِ ﺭﺍﺑﻄــــــﻪ ﯼ ﮐﺴــــــﯽ ﻧﺸــﻮ ..

” ﺣﯿــــــﻮﺍﻧﺎﺕ ﻫـﻢ ، ﺑــﻪ ﺟـُﻔـﺖ ﻫــﺎﯼ ﯾﮑــﺪﯾﮕــﺮ ﮐــــﺎﺭﯼ ﻧــﺪﺍﺭﻧــﺪ ”

⇔⇔⇔⇔

حوّایت می‌شدم

اگر سیبِ سرخی داشتی

حیف «آدم» نیستی . . !

⇔⇔⇔⇔

بعضی ها مثل شله زرد می مونن

تا یکی از ما خوشگل تر می بینن شل میشن

تا مچشونو می گیری زرد میشن

اونجاس که باید رو پیشونیشون با دارچین نوشت: خوووش اومدی!

⇔⇔⇔⇔

ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺯ ﺟﺎﻳﻰ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﻴﺸﻪ ﻛﻪ

ﺑﻌﻀﻰ ﻭﻗﺘﺎ ﻛﺴﺎﻳﻰ ﺭﻭ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﻴﻤﻮﻥ ﺧﺎﺹ ﻣﻴﻜﻨﻴﻢ ﻛﻪ

ﺧﻴﻠﻰ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻓﺎ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﺑﻘﻴﻪ ﺑﻮﺩﻥ !

⇔⇔⇔⇔

حرف مفت زن معمولا سعی می‌کند

در سایه باشد و کمتر وارد گود می‌شود

⇔⇔⇔⇔

حرف مفت زن سعی می‌کند

خود را به صورت یک منتقد معرفی کند

⇔⇔⇔⇔

حرف مفت زن همیشه از وضع موجود

ناراضی است

⇔⇔⇔⇔

حرف مفت زن

معمولا کم حافظه است

⇔⇔⇔⇔

حرف مفت زن ها به خودشان هم

رحم نمی‌کنند

⇔⇔⇔⇔

پیش ما لاف حقیـــقت نیست حرف مُفــــت کس

بین نامـــــردی و مـــردی راه صـــــد فرسنگ بُود

⇔⇔⇔⇔

 مفت است اگر سنگدلیهای معلم

دلجویی اطفال به آدینه گذارد

⇔⇔⇔⇔

 سرکه مفت از عسل با آن که شیرین تر بود

این نبات مفت بود از زهر قاتل تلخ تر

⇔⇔⇔⇔

 فرصت هستی ندارد دستگاه انتظار

مفت امروزیم پس ای وعده فردا بیا

⇔⇔⇔⇔

 عشرت از رنگست هر جا گل بساط آرا شود

مفت جام ما که میگردد بدوران شما

⇔⇔⇔⇔

 مفت ساز بندگی گر غفلت و گر آگهی

پیش نتوان برد جز کاری که مأموریم ما

⇔⇔⇔⇔

 با همه افسردگی مفت تماشائیم ما

موجها دارد پری چندانکه مینائیم ما

⇔⇔⇔⇔

می‌توانی بنشینی و

حماقت‌های زندگی‌ات را

یکی یکی پیش رو بگذاری و بشماری

این خنده‌های بی‌شماری را در پی خواهد داشت

اگرچه کمی تلخ

شعر در مورد حرف مفت مردم

جنونم را پایانی نیست

عقلم را نیز

حماقت های بسیارم را نهایتی نیست

ای مردی که بی پروایی ام

خشمگینت می کند

⇔⇔⇔⇔

عجب حماقتی مر تکب شدم

برداشتن سر پوش آتشفشان

آتشفشانی که

سالها خاموش است

⇔⇔⇔⇔

شهادت می‌دهم

غیر از تو

زنی نیست

که حماقت مرا تاب بیاورد

و بر دیوانگی‌ام صبور باشد

آن‌ چنان ‌که تو صبوری کردی

⇔⇔⇔⇔

 غرقه شدیئی به پیش کشتی

گر نیستیی به غایت احمق؟

⇔⇔⇔⇔

 در جنتی که وعده نعمت شنیده ئی

آدم کجاست اکثر سکانش احمق اند

⇔⇔⇔⇔

 احمق، کتاب دید و گمان کرد عالم است

خودبین، بکشتی آمد و پنداشت ناخداست

⇔⇔⇔⇔

 یک ره به دو باده دست کوته کن

این عقل دراز قد احمق را

⇔⇔⇔⇔

 احمق است آنکه ما و حق گوید

مرد عاشق نگوید این حاشا

⇔⇔⇔⇔

 خودپرستی و ما و من گوئی

راه گم کرده ای ایا احمق

⇔⇔⇔⇔

 ما و حق گر عقل گوید گو بگو

من نگویم قول احمق می شنو

⇔⇔⇔⇔

 پیش احمق نه ز عجزست مرا خاموشی

طرف بحث به نادان نشدن دانایی است

⇔⇔⇔⇔

 گر خدا خواهی بیا یکرنگ باش

نه چو نادانان احمق دنگ باش

⇔⇔⇔⇔

 مرگ حقست و حیات جان حق است

هرکه این معنی نداند احمق است

⇔⇔⇔⇔

 همیشه کشتی احمق غریق طوفان ست

که زشت صنعت و مبغوض گوهر و رسواست

⇔⇔⇔⇔

 شمس تبریز ایستاده مست در دستش کمان

تیر زهرآلود را بر جان احمق می زند

⇔⇔⇔⇔

 غیر احمق به فهم این نرسد

عارت آید از این لت انبانی

⇔⇔⇔⇔

 گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید

گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم

⇔⇔⇔⇔

 تیره بختی نیز مفت اعتبار زندگی است

شمع صبح عالم اقبال داند شام را

⇔⇔⇔⇔

 سجده را مفت عافیت شمرید

جبهه سائی کف پشیمان نیست

⇔⇔⇔⇔

 مفت راحت گیر نرمیهای طبع

سنگ چون گردد ملایم مومیاست

⇔⇔⇔⇔

 سیر آن جلوه مفت فرصت ماست

نوبهاریم چشم بد مرساد

⇔⇔⇔⇔

 نفسی هست جانکنی مفت است

تیشه دارم هنوز فرهادم

⇔⇔⇔⇔

 جنس آتشکده بیداغی نیست

مفت آهی که ندارد جگرم

⇔⇔⇔⇔

 کثرت جلوه مفت دیدنها

گر کد حولی بجاست نگاه

منبع : متن در مورد حرف مفت مردم